ترجمه "deserving" به فارسی

(مهجور) ویژگی خوب یا بد (شخص یا چیز), در خور (کمک و غیره), سزاوار بهترین ترجمه های "deserving" به فارسی هستند.

deserving adjective noun verb دستور زبان

worthy of reward or praise; meritorious [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (مهجور) ویژگی خوب یا بد (شخص یا چیز)

  • در خور (کمک و غیره)

  • سزاوار

    I didn't want to deserve her distrust, even if earning her trust was impossible.

    نمیخواستم سزاوار عدم اعتماد او باشم، حتی اگر به دست آوردن اعتماد او غیر ممکن بود.

  • ترجمه های کمتر

    • شايسته
    • شایسته
    • فراخور
    • مستحق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deserving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deserving" با ترجمه به فارسی

  • استحقاق داشتن · درخور بودن · سزاوار بودن · سزاواربودن · سزیدن · شایسته بودن · شایستگی داشتن · فراخور بودن · ممتاز بودن
  • به حق · به سزا · درخور · سزاوار · عادلانه · مستحق · منصفانه
  • استحقاق داشتن · درخور بودن · سزاوار بودن · سزاواربودن · سزیدن · شایسته بودن · شایستگی داشتن · فراخور بودن · ممتاز بودن
  • استحقاق داشتن · درخور بودن · سزاوار بودن · سزاواربودن · سزیدن · شایسته بودن · شایستگی داشتن · فراخور بودن · ممتاز بودن
  • استحقاق داشتن · درخور بودن · سزاوار بودن · سزاواربودن · سزیدن · شایسته بودن · شایستگی داشتن · فراخور بودن · ممتاز بودن
  • استحقاق داشتن · درخور بودن · سزاوار بودن · سزاواربودن · سزیدن · شایسته بودن · شایستگی داشتن · فراخور بودن · ممتاز بودن
اضافه کردن

ترجمه های "deserving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه