ترجمه "desiccated" به فارسی
بایر, خشک, لم یزرع بهترین ترجمه های "desiccated" به فارسی هستند.
desiccated
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of desiccate. [..]
-
بایر
adjective -
خشک
adjectiveIn a week your skin will desiccate, and you'll mummify.
در عرض يک هفته ، پوستت خشک ميشه و موميايي ميشي.
-
لم یزرع
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desiccated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desiccated" با ترجمه به فارسی
-
آبزدايي · آبزدایی · اتلاف غیر طبیعی آب · اتلاف فیزیولوژیک آب · برشتن · تبخیر · خشكاندن غله · خشكاندن مصنوعي · خشک سازی · خشکاندن · خشکی · خشکیدگی · خوشيدگي · عملآوري · نمزدايي فراورده
-
خشک کننده
-
خوشيدگي (عمليات)
-
رطوبتگیرها · عوامل خشكاندن
-
خشک ساز · درآشام · دستگاه خشک سازی · دسیکاتور
-
خشکیدگی (فیزیولوژی)
-
دامخوراكهای خشك · علوفههای رطوبتگیریشده
-
(هر ماده ای که سخت جاذب آب باشد و برای خشک سازی کار رود) خشکساز · درآشام · ماده خشککن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن