ترجمه "desiccation" به فارسی

خشکی, آبزدايي, آبزدایی بهترین ترجمه های "desiccation" به فارسی هستند.

desiccation noun دستور زبان

(uncountable) The state or process of being desiccated [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشکی

    in the mechanisms of desiccation tolerance in seeds and resurrection plants.

    دانههای مقاوم به خشکی و گیاهان رستاخیزدار از لحاظ ساختاری وجود دارد.

  • آبزدايي

  • آبزدایی

  • ترجمه های کمتر

    • برشتن
    • خشکاندن
    • خشکیدگی
    • خوشيدگي
    • عملآوري
    • تبخیر
    • اتلاف غیر طبیعی آب
    • اتلاف فیزیولوژیک آب
    • خشكاندن غله
    • خشكاندن مصنوعي
    • خشک سازی
    • نمزدايي فراورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " desiccation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "desiccation" با ترجمه به فارسی

  • خشک کننده
  • خوشيدگي (عمليات)
  • رطوبتگیرها · عوامل خشكاندن
  • بایر · خشک · لم یزرع
  • خشک ساز · درآشام · دستگاه خشک سازی · دسیکاتور
  • خشکیدگی (فیزیولوژی)
  • دامخوراكهای خشك · علوفههای رطوبتگیریشده
  • (هر ماده ای که سخت جاذب آب باشد و برای خشک سازی کار رود) خشکساز · درآشام · ماده خشککن
اضافه کردن

ترجمه های "desiccation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه