ترجمه "designate" به فارسی

در نظر گرفتن, برگزیده, نامیدن بهترین ترجمه های "designate" به فارسی هستند.

designate adjective verb دستور زبان

Designated; appointed; chosen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در نظر گرفتن

  • برگزیده

    Designated marksman, open fire.

    تیرانداز برگزیده ، شلیک کن

  • نامیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • واسپاردن
    • خواندن
    • برگزیدن
    • (با ذکر مشخصات) اشاره کردن به
    • (برای شغلی) نامزد کردن
    • (شغل و غیره) نامزد
    • تخصیص دادن
    • تعيين كردن
    • تعیین کردن
    • مشخص کردن
    • مقدر شدن
    • نام بردن
    • نشان دادن
    • هویدا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " designate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Designate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معین کردن، گماشتن

عباراتی شبیه به "designate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "designate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه