ترجمه "designation" به فارسی
اسم, نامگذاری, نام بهترین ترجمه های "designation" به فارسی هستند.
designation
noun
دستور زبان
The act of designating; a pointing out or showing; indication. [..]
-
اسم
nounBut that is a code designation given to members of our scientific team.
اما اين يه اسم رمزه که به اعضاي گروه تحقيقاتي ما داده شده
-
نامگذاری
noun -
نام
nounThis is a group of doctors and designers in Kenya,
این نام گروهی از پزشکان و طراحان در کنیا است،
-
ترجمه های کمتر
- عنوان
- تعیین
- انتصاب
- انتخاب
- لقب
- گزینش
- تخصیص
- نامزدی
- کینه
- مقصد
- وجه تسمیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " designation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "designation" با ترجمه به فارسی
-
خیاطخانه زنانه
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
طراح خودرو
-
طراحی مشاغل
-
طراحی به کمک کامپیوتر
-
طراح صحنه و لباس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن