ترجمه "designed" به فارسی
عمدی, در نظر گرفته, طرح شد بهترین ترجمه های "designed" به فارسی هستند.
designed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of design. [..]
-
عمدی
adjective;I am far from attributing any part of Mr. Bingley's conduct to design,; said Elizabeth;
الیزابت گفت: من بههیچوجه نمیخواهم هـیچ قسـمتی از رفتار آقای بینگلی را عمدی بدانم.
-
در نظر گرفته
You see it was designed for crowd control but deemed too severe.
واسه مهار جمعيت طراحي شده ولي خيلي شديد و قوي در نظر گرفته شده.
-
طرح شد
-
قصد کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " designed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "designed" با ترجمه به فارسی
-
خیاطخانه زنانه
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
طراح خودرو
-
طراحی مشاغل
-
طراحی به کمک کامپیوتر
-
طراح صحنه و لباس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن