ترجمه "designment" به فارسی
طراح ریزی, نقشه کشی بهترین ترجمه های "designment" به فارسی هستند.
designment
noun
دستور زبان
(obsolete) One's design or plan; an objective, an undertaking. [..]
-
طراح ریزی
-
نقشه کشی
in cartography, data visualization, travel, mathematics and design,
در نقشه کشی، تصویرسازی داده، سفر، ریاضی و طراحی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " designment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "designment" با ترجمه به فارسی
-
خیاطخانه زنانه
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
طراح خودرو
-
طراحی مشاغل
-
طراحی به کمک کامپیوتر
-
طراح صحنه و لباس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن