ترجمه "desirability" به فارسی
مرغوبیت, مطلوبیت, پسندیدگی بهترین ترجمه های "desirability" به فارسی هستند.
desirability
noun
دستور زبان
The state of being desirable. [..]
-
مرغوبیت
-
مطلوبیت
-
پسندیدگی
-
شرایط مطلوب
nounThen we have the desirability gap.
سپس ما شکاف شرایط مطلوب را داریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desirability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desirability" با ترجمه به فارسی
-
خواسته · طراحی شده
-
آرزو
-
(از نظر جنسی) خواستنی · آدم یا چیز خواستنی · تحریک کننده · خواست انگیز · خواستنی · دلخواه · دلپذیر · شهوت انگیز · مرغوب · مطلوب · مناسب · هوس انگیز · پسندیده
-
(از نظر جنسی) خواستن · (چیز یا شخص) مورد درخواست و میل · آرزو · آرزو كردن · آرزو کردن · آرزومند (چیزی) بودن · آرزومندی · اراده · اراده کردن · ارزو · اشتهای جنسی · بویه · خواست (شدید) · خواستاری · خواستن · خواسته · خواستَن · خواهش · درخواست · درخواست کردن · شهوت · شهوت ورزیدن · شیفتگی · طالب بودن · طلب · طلب کردن · علاقه · مقصود · ميل داشتن · میل · میل (شدید) · میل جنسی · میل جنسی داشتن به · میل داشتن · میل شدید داشتن · کام · کشش جنسی · یازیدن · یاسه
-
بچه قشنگ · تمایل جنسی · نفس اماره
-
دلزدگی جنسی
-
شرایط مطلوب
-
اتوبوسی به نام هوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن