ترجمه "desirable" به فارسی
مطلوب, خواستنی, دلپذیر بهترین ترجمه های "desirable" به فارسی هستند.
desirable
adjective
noun
دستور زبان
describing something worth having, that is useful to have, or that would be nice to have. [..]
-
مطلوب
adjectiveThat much I could give this stranger with her horribly desirable blood.
این لطف را میتوانستم در حق این غریبه با خون وحشتناک مطلوب بکنم.
-
خواستنی
What makes a job desirable, Rick, isn't just the dollar amount attached to it.
چیزی که یه شغل رو خواستنی تر میکنه پولی که بهمراهش هست نیست ریک
-
دلپذیر
adjectiveBecause she listened, her viewpoint changed, and what was unlawful became desirable.
حوّا با گوش دادن به سخنان شیطان دیدگاهش تغییر کرد و عملی که به روشنی میدانست منع شده است، در نظرش دلپذیر آمد.
-
ترجمه های کمتر
- مناسب
- پسندیده
- دلخواه
- مرغوب
- (از نظر جنسی) خواستنی
- آدم یا چیز خواستنی
- تحریک کننده
- خواست انگیز
- شهوت انگیز
- هوس انگیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desirable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desirable" با ترجمه به فارسی
-
خواسته · طراحی شده
-
آرزو
-
(از نظر جنسی) خواستن · (چیز یا شخص) مورد درخواست و میل · آرزو · آرزو كردن · آرزو کردن · آرزومند (چیزی) بودن · آرزومندی · اراده · اراده کردن · ارزو · اشتهای جنسی · بویه · خواست (شدید) · خواستاری · خواستن · خواسته · خواستَن · خواهش · درخواست · درخواست کردن · شهوت · شهوت ورزیدن · شیفتگی · طالب بودن · طلب · طلب کردن · علاقه · مقصود · ميل داشتن · میل · میل (شدید) · میل جنسی · میل جنسی داشتن به · میل داشتن · میل شدید داشتن · کام · کشش جنسی · یازیدن · یاسه
-
بچه قشنگ · تمایل جنسی · نفس اماره
-
دلزدگی جنسی
-
شرایط مطلوب · مرغوبیت · مطلوبیت · پسندیدگی
-
شرایط مطلوب
-
اتوبوسی به نام هوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن