ترجمه "desired" به فارسی
خواسته, طراحی شده بهترین ترجمه های "desired" به فارسی هستند.
desired
adjective
verb
Simple past tense and past participle of desire. [..]
-
خواسته
nounThe man only desires close proximity to Tullius, and the villain's throat beneath his hands.
تنها خواسته اون اينه که بتونه به توليوس نزديک بشه ، و خرخره اون آدم کثيفو پاره کنه.
-
طراحی شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desired " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desired" با ترجمه به فارسی
-
آرزو
-
(از نظر جنسی) خواستنی · آدم یا چیز خواستنی · تحریک کننده · خواست انگیز · خواستنی · دلخواه · دلپذیر · شهوت انگیز · مرغوب · مطلوب · مناسب · هوس انگیز · پسندیده
-
(از نظر جنسی) خواستن · (چیز یا شخص) مورد درخواست و میل · آرزو · آرزو كردن · آرزو کردن · آرزومند (چیزی) بودن · آرزومندی · اراده · اراده کردن · ارزو · اشتهای جنسی · بویه · خواست (شدید) · خواستاری · خواستن · خواسته · خواستَن · خواهش · درخواست · درخواست کردن · شهوت · شهوت ورزیدن · شیفتگی · طالب بودن · طلب · طلب کردن · علاقه · مقصود · ميل داشتن · میل · میل (شدید) · میل جنسی · میل جنسی داشتن به · میل داشتن · میل شدید داشتن · کام · کشش جنسی · یازیدن · یاسه
-
بچه قشنگ · تمایل جنسی · نفس اماره
-
دلزدگی جنسی
-
شرایط مطلوب · مرغوبیت · مطلوبیت · پسندیدگی
-
شرایط مطلوب
-
اتوبوسی به نام هوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن