ترجمه "despising" به فارسی
تحقیر, حقارت بهترین ترجمه های "despising" به فارسی هستند.
despising
noun
verb
دستور زبان
Present participle of despise. [..]
-
تحقیر
nounHe loathed and despised himself for loving her.
وی از خود به خاطر دوست داشتن این زن منزجر بود و خود را تحقیر میکرد.
-
حقارت
nounYou know, there's nothing I despise more in life than pettiness.
میدونی ، تو زندگی از هیچی بیشتر از حقارت حالم به هم نمیخوره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " despising " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "despising" با ترجمه به فارسی
-
احساس تحقیر و دلزدگی کردن (نسبت به کسی یا چیزی) · اهانت کردن · بیزار بودن از · تحقیر · خوار شمردن · رویگردان بودن از · متنفر بودن از · نفرت داشتن
-
احساس تحقیر و دلزدگی کردن (نسبت به کسی یا چیزی) · اهانت کردن · بیزار بودن از · تحقیر · خوار شمردن · رویگردان بودن از · متنفر بودن از · نفرت داشتن
-
احساس تحقیر و دلزدگی کردن (نسبت به کسی یا چیزی) · اهانت کردن · بیزار بودن از · تحقیر · خوار شمردن · رویگردان بودن از · متنفر بودن از · نفرت داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن