ترجمه "despite" به فارسی

علیرغم, برخلاف, باوجود بهترین ترجمه های "despite" به فارسی هستند.

despite verb noun adposition دستور زبان

(obsolete) Disdain, contemptuous feelings, hatred. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علیرغم

    in spite of

    The quantity is rather excessive, but there shouldn't be any problem despite that.

    میزان آن کمی زیاد است ولی علیرغم آن نباید اشکالی پیش بیاید.

  • برخلاف

    They never did find his body, despite what the reports say.

    برخلاف گزارش هايي که دادن ، اونا هيچ وقت جسدش رو پيدا نکردن

  • باوجود

    They grow every day, despite persecution.

    هر روز تعدادشون بيشتر ميشه ، باوجود شکنجه شون.

  • ترجمه های کمتر

    • حقارت
    • اهانت
    • تحقیر
    • کینه
    • رویگردانی
    • استغنا
    • فراسوی
    • بدخواهی
    • بیزاری
    • بغض
    • توهین
    • نفرت
    • با اینکه
    • با وجود
    • به رغم
    • تجاوز (به حیثیت و آبرو)
    • خفیف سازی
    • علی رغم
    • کار تحقیرآمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " despite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "despite" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "despite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه