ترجمه "despot" به فارسی
حاکم مطلق, ظالم, جبار بهترین ترجمه های "despot" به فارسی هستند.
despot
noun
دستور زبان
A ruler with absolute power; a tyrant. [..]
-
حاکم مطلق
noun -
ظالم
nounThen Robespierre was beheaded for being a despot.
سپس روبسپیر را نیز به سبب آنکه مستبد و ظالم بود عدام کردند.
-
جبار
adjective noun adverb
-
ترجمه های کمتر
- خودکامه
- ستمگر
- بیدادگر
- خودسر
- خان
- (در اصل) ارباب (عنوان برخی از طبقات حکمفرما در یونان قرون وسطی)
- سلطان ظالم
- سلطان مستبد
- قدر قدرت
- مردم آزار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " despot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Despot
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Despot" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Despot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "despot" با ترجمه به فارسی
-
استبدادی · باخودکامگی · جابر · خودرای · خودسر · خودسرانه · خودکامه · ستمگر · ستمگرانه · طرفدار استبداد · مردم آزارانه · مستبد · مستبدانه · مطلق
-
خودرای · خودسر · مستبد
-
ازروی خودسری یاخودرایی · ظالمانه · مستبدانه
-
مستبدانه رفتارکردن
-
استبداد · بیداد · جور · حکومت استبدادی · حکومت ستمگرانه · حکومت مطلقه · حکومت مطلقه (بدون پارلمان) · خودسری · خودکامگی · دیکتاتوری · ستم · ستمگری · ظلم · ظلم وستم · مردم آزاری
-
استبداد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن