ترجمه "destroy" به فارسی
از بین بردن, تباه کردن, خراب کردن بهترین ترجمه های "destroy" به فارسی هستند.
(transitive) To damage beyond use or repair. [..]
-
از بین بردن
verbto cause destruction [..]
I'm guessing you need Desmond to destroy the island.
من فکر میکنم تو به دزموند برای از بین بردن جزیره نیاز داری.
-
تباه کردن
verbThat he destroyed himself with magic to save us all.
کسی که خودش رو با جادو تباه کرد. تا همه ی ما رو نجات بده
-
خراب کردن
verbIt was you who destroyed our house, not an earthquake!
تو بودي که خونه ي ما رو خراب کردي ، نه يه زمين لرزه!
-
ترجمه های کمتر
- فنا کردن
- ویران کردن
- کشتن
- فروپاشیدن
- فناکردن
- ورانداختن
- (اثر چیزی را) خنثی کردن
- (سخت) شکست دادن
- برباد دادن
- به درد نخور کردن
- داغون کردن
- درهم شکستن
- درهم کوبیدن
- زیرورو کردن
- عقیم گذاشتن
- فاسد کردن
- متلاشی کردن یا شدن
- معدوم کردن
- منهدم کردن
- منهزم کردن
- نابود ساختن
- نابود کردن
- هلاک کردن
- پایمال کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " destroy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Destroy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Destroy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "destroy" با ترجمه به فارسی
-
تباه کار، نابود گر، ویرانگر، مهلک · تخریب
-
فرشته ی تباهی (انواع قارچ های سپید و بسیار زهرین به ویژه گونه های Amanita verna و Amanita virosa)
-
مُمیت · هالک، مُدَمِبر · همه کش، ویرانگر همه چیز
-
خراب
-
تباه کار، نابود گر، ویرانگر، مهلک · تخریب