ترجمه "destroyed" به فارسی
خراب ترجمه "destroyed" به فارسی است.
destroyed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of destroy. [..]
-
خراب
adjective nounNo roof or windows, the interior destroyed by exposure to the elements.
نه سقف داشت و نه پنجره، داخلش هم همه چیز، غیر از ستونها خراب شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " destroyed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "destroyed" با ترجمه به فارسی
-
تباه کار، نابود گر، ویرانگر، مهلک · تخریب
-
(اثر چیزی را) خنثی کردن · (سخت) شکست دادن · از بین بردن · برباد دادن · به درد نخور کردن · تباه کردن · خراب کردن · داغون کردن · درهم شکستن · درهم کوبیدن · زیرورو کردن · عقیم گذاشتن · فاسد کردن · فروپاشیدن · فنا کردن · فناکردن · متلاشی کردن یا شدن · معدوم کردن · منهدم کردن · منهزم کردن · نابود ساختن · نابود کردن · هلاک کردن · ورانداختن · ویران کردن · پایمال کردن · کشتن
-
فرشته ی تباهی (انواع قارچ های سپید و بسیار زهرین به ویژه گونه های Amanita verna و Amanita virosa)
-
مُمیت · هالک، مُدَمِبر · همه کش، ویرانگر همه چیز
-
تباه کار، نابود گر، ویرانگر، مهلک · تخریب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن