ترجمه "destructible" به فارسی
انهدام پذیر, تباه پذیر, خراب شدنی بهترین ترجمه های "destructible" به فارسی هستند.
destructible
adjective
دستور زبان
Liable to destruction; capable of being destroyed. [..]
-
انهدام پذیر
-
تباه پذیر
-
خراب شدنی
-
ترجمه های کمتر
- معدوم شدنی
- ویرانی پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " destructible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "destructible" با ترجمه به فارسی
-
قدرت تخریب
-
چنانکه ویران سازد
-
تقطیر تخریبی چوب · زغالش چوب
-
انهدام جانوران · بهمرگي
-
اتلاف · انهدام · تباهی · تخریب · خرابی · دمار · فنا · مایه ی تباهی · موجب نابودی · نابودی · هلاک، زوال، فنا، نابودی · هلاکت · ویرانی
-
بر باد دهنده · برانداز · غیرسازنده · مخرب · منفی · نابود کننده · ویرانگر · کاهنده
-
(به ویژه موشک و غیره) خود را منفجر کردن · خود را تباه کردن (رجوع شود به destruct)
-
امادگی برای خراب شدن یاازمیان رفتن · فناپذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن