ترجمه "detailed" به فارسی

مفصل, با آب و تاب, تايئزج رپ بهترین ترجمه های "detailed" به فارسی هستند.

detailed adjective verb دستور زبان

Characterized by attention to detail and thoroughness of treatment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفصل

    adjective

    All this I hope to discuss more in detail in a personal interview.

    امیدوارم در این باره طی یک گفتگوی خصوصی مفصلتر صحبت کنیم.

  • با آب و تاب

  • تايئزج رپ

  • ترجمه های کمتر

    • دارای جزئیات
    • مشروح
    • مو به مو
    • پر جزئیات
    • پر فرشیم
    • پرجزئیات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detailed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Detailed
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفصیلی

    Mordaunt remembered that Cromwell had told him he had had no detailed account

    موردون به خاطر آورد که کروم ویل به وی گفت که: از هیچ تفصیلی خبر ندارم.

عباراتی شبیه به "detailed" با ترجمه به فارسی

  • طرح تفصیلی
  • جزئیات
  • جزء کار
  • (ارتش - گروهی نظامی که برای کار ویژه ای گزیده شده اند) گروه بیگاری · (ارتش) بیگاری · (ارتش) مامور کردن · (برای کار ویژه ای) گزیدن · (تصویر و کارهای هنری) ریزه کاری · با آب و تاب گفتن (یا نوشتن وغیره) · با آب و تاب گویی · بخش های ثانوی · بخشی از کارهنری (مثلا بخشی از یک نقاشی که برای مطالعه عکس برداری و بزرگ می کنند) · به بیگاری گرفتن · به تفصیل گفتن · به تفصیل گفتن (یا نوشتن) · بیگار · تفصیل · جز (جزئیات) · جزئیات · خرده · شرح دادن · فرشیم · مو به مو شرح دادن · مو به موگویی · وارد جزئیات شدن
  • صورت حساب سود و زیان به شکل تفصیلی
  • حسابهای معین تفضیلی
  • جزئیات
  • شرح دقیق
اضافه کردن

ترجمه های "detailed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه