ترجمه "detail" به فارسی
جزئیات, تفصیل, فرشیم بهترین ترجمه های "detail" به فارسی هستند.
detail
verb
noun
دستور زبان
(countable) Something small enough to escape casual notice. [..]
-
جزئیات
nounsomething small enough to escape casual notice
Tom didn't seem inclined to elaborate and I didn't really want to know all the details anyway.
تام علاقه مند به نظر نمی رسید و به هر حال من نمی خواستم واقعا جزئیات را بدانم.
-
تفصیل
Bolkhovitinov gave a detailed account from the beginning of all he had been told to report.
بالخوویتینوف آنچه را به وی امر کرده بودند از اول تا آخر به تفصیل گزارش داد.
-
فرشیم
-
ترجمه های کمتر
- خرده
- بیگار
- (ارتش - گروهی نظامی که برای کار ویژه ای گزیده شده اند) گروه بیگاری
- (ارتش) بیگاری
- (ارتش) مامور کردن
- (برای کار ویژه ای) گزیدن
- (تصویر و کارهای هنری) ریزه کاری
- با آب و تاب گفتن (یا نوشتن وغیره)
- با آب و تاب گویی
- بخش های ثانوی
- بخشی از کارهنری (مثلا بخشی از یک نقاشی که برای مطالعه عکس برداری و بزرگ می کنند)
- به بیگاری گرفتن
- به تفصیل گفتن
- به تفصیل گفتن (یا نوشتن)
- جز (جزئیات)
- شرح دادن
- مو به مو شرح دادن
- مو به موگویی
- وارد جزئیات شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "detail"
عباراتی شبیه به "detail" با ترجمه به فارسی
-
طرح تفصیلی
-
تفصیلی
-
جزئیات
-
جزء کار
-
با آب و تاب · تايئزج رپ · دارای جزئیات · مشروح · مفصل · مو به مو · پر جزئیات · پر فرشیم · پرجزئیات
-
صورت حساب سود و زیان به شکل تفصیلی
-
حسابهای معین تفضیلی
-
جزئیات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن