ترجمه "detection" به فارسی

شناسایی, کشف, دریافت بهترین ترجمه های "detection" به فارسی هستند.

detection noun دستور زبان

The act of detecting or sensing something; discovering something that was hidden or disguised. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناسایی

    noun

    act of detecting or sensing something

    And during that window, they can't be detected by security.

    و در اون مدت... امکان نداره توسط تیم امنیتی شناسایی بشه.

  • کشف

    noun

    The heat bloom your satellite detected makes more sense now.

    اون جوانه گرمايي که ماهواره شما کشف کرده حالا معني بيشتري پيدا ميکنه.

  • دریافت

    noun

    In the end she found that she could not cope with anything more difficult than a detective story.

    بالاخره دریافت که دیگر قادر به هضم هیچ چیز بیش از یک داستان پلیسی پیچیده نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • دیدبانی
    • احساس
    • رجوع شود به demodulation
    • پنهان یابی
    • پی بری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Detection
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشف

    noun

    Detect, deter, observe, report.

    کشف کن ، بترسان ، ببين و گزارش کن.

عباراتی شبیه به "detection" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "detection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه