ترجمه "detector" به فارسی

ردیاب, حساس, پیداگر بهترین ترجمه های "detector" به فارسی هستند.

detector noun دستور زبان

A device capable of registering a specific substance or physical phenomenon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ردیاب

    noun

    the detector will actually activate two out of three times.

    ردیاب از هر سه بار دو بار فعال میشه.

  • حساس

    noun
  • پیداگر

  • ترجمه های کمتر

    • گوشوان
    • حسی
    • (شخص یا دستگاهی که پی می برد به چیزی) آشکار ساز
    • (فیزیک) موج یاب
    • اشکار ساز – یابنده – کشف کننده
    • رجوع شود به demodulator
    • نمایان ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detector " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Detector
+ اضافه کردن

"Detector" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Detector در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "detector"

عباراتی شبیه به "detector" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "detector" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه