ترجمه "determining" به فارسی
تبیین کردن, جازم, قطع کردن بهترین ترجمه های "determining" به فارسی هستند.
determining
verb
Present participle of determine. [..]
-
تبیین کردن
-
جازم
adjective -
قطع کردن
verb -
مشخص کردن
It's not Jeri's job to determine guilt or innocence.
کار جري مشخص کردن گناه کار و بيگناه نيست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " determining " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "determining" با ترجمه به فارسی
-
ضرییب تعیین
-
رجوع شود به determiner
-
تعیین پذیر · خاتمه پذیر · قابل تصمیم گیری و اتخاذ روش · قابل تعیین · معلوم کردنی · نمایان پذیر · پایان دادنی · پایان پذیر · گماردپذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن