ترجمه "determined" به فارسی

مصمم, معین, اجباری بهترین ترجمه های "determined" به فارسی هستند.

determined adjective verb دستور زبان

Decided; resolute, possessing much determination. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصمم

    adjective

    The twins looked at the determined black boy in perplexity and indignation.

    دوقلوها با خشم و حیرت به چهره مصمم پسرک سیاه نگاه میکردند.

  • معین

    adjective

    Our instincts are simply our genes determining how our bodies will behave in given sets of circumstances.

    غرایز ما به طور ساده همان ژنهایی هستند که طرز رفتارمان را در شـرایط خاص معین میکنند.

  • اجباری

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بااراده
    • سمج
    • قاطع
    • قاطعانه
    • قد
    • مصر
    • مصرانه
    • مصممانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " determined " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "determined" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "determined" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه