ترجمه "determine" به فارسی

اراده کردن, گماردن, (به طور قطعی) داوری کردن بهترین ترجمه های "determine" به فارسی هستند.

determine verb دستور زبان

To set the limits of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اراده کردن

    Rather, it relates to Jehovah’s determination to accomplish what he originally intended for mankind and the earth.

    بلکه به این مفهوم که خدا اراده کرده است آنچه را برای بشر و زمین در نظر گرفته بود به تحقق برساند.

  • گماردن

  • (به طور قطعی) داوری کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (حقوق) به پایان رسیدن یا رساندن
    • (دقیقا) محاسبه کردن
    • برآورد کردن
    • به تحقیق معلوم کردن
    • تصمیم گرفتن
    • تعئین نمودن
    • تعیین کردن
    • حکم قطعی دادن
    • دانسته کردن
    • رای قطعی صادر کردن
    • سلب کردن یا شدن
    • ماهیت چیزی را تعیین کردن
    • محدود کردن
    • مشخص کردن
    • معلوم کردن
    • معین کردن
    • مورد مطالعه و نظردهی قرار دادن
    • نظر نهایی دادن
    • پیش گذاشت کردن
    • پیش گمار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " determine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "determine" با ترجمه به فارسی

  • ضرییب تعیین
  • (دستور زبان) وابسته ی اسم · تعیین کننده · معلوم کننده · معین کننده · پیشرو اسم (مانند the و this و my) · گماردگر
  • اجباری · بااراده · سمج · قاطع · قاطعانه · قد · مصر · مصرانه · مصمم · مصممانه · معین
  • رجوع شود به determiner
  • تعیین پذیر · خاتمه پذیر · قابل تصمیم گیری و اتخاذ روش · قابل تعیین · معلوم کردنی · نمایان پذیر · پایان دادنی · پایان پذیر · گماردپذیر
اضافه کردن

ترجمه های "determine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه