ترجمه "detonation" به فارسی
انفجار, اتش گیری باصدا, بیرون ریزی بهترین ترجمه های "detonation" به فارسی هستند.
detonation
noun
دستور زبان
An explosion or sudden report made by the near-instantaneous decomposition or combustion of unstable substances as, the detonation of gun cotton. Specifically, combustion that spreads supersonically via shock compression. [..]
-
انفجار
nounThe American government attempted to contain the outbreak by detonating a bomb.
دولت آمريکا ميخواست با انفجار يه بمب جلوي اين بيماري همه گير رو بگيره
-
اتش گیری باصدا
-
بیرون ریزی
noun -
صدای انفجار
At the moment of the attack, at the detonation, the physical shock had reached him and had, as it were, awakened him
هنگام حمله، به صدای انفجار، یک تکان طبیعی او را فراگرفته و تقریبا میتوان گفت که بیدارش کرده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detonation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "detonation"
عباراتی شبیه به "detonation" با ترجمه به فارسی
-
(با صدای بلند) منفجر کردن یا شدن · ترکاندن · ترکیدن · فراپرت شده · منفجر شدن
-
ترکیدنی · قابل انفجار
-
(در بمب و دینامیت و مواد انفجاری) فتیله · خرج میانجی · چاشنی
-
چاشنی
-
اتش گیر · ترکاننده · محترق شونده · منفجرسازنده · وابسته به انفجار
-
اماده انفجار · ترکنده
-
(در بمب و دینامیت و مواد انفجاری) فتیله · خرج میانجی · چاشنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن