ترجمه "detour" به فارسی

بیراهه, انحراف, مسیر انحرافی بهترین ترجمه های "detour" به فارسی هستند.

detour verb noun دستور زبان

A diversion or deviation from one's original route. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیراهه

    diversion or deviation

    We make a lot of detours, but we're always heading for the same destination.

    ما بارها به بیراهه میزنیم، اما مقصدمان همیشه ثابت است.

  • انحراف

    noun

    And if we have to take any more detours.

    و اگه مجبور شيم بازم از مسير انحرافي بريم.

  • مسیر انحرافی

    diversion or deviation

    I'm detouring over the Alps again.

    . میرم یه مسیر انحرافی به سمت قله-ی آلپ پیدا کنم

  • ترجمه های کمتر

    • کژراهه
    • (برای احتراز از شلوغی و غیره) دور زدن
    • از بیراهه رفتن
    • از راه فرعی یا انحرافی رفتن یا بردن
    • انحراف مسیر
    • راه انحرافی (که هنگام تعمیر و بسته بودن راه اصلی به کار می رود)
    • راه فرعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detour " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Detour
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میان بر

عباراتی شبیه به "detour" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "detour" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه