ترجمه "devisal" به فارسی

ابداع, تدبیر, تعبیه بهترین ترجمه های "devisal" به فارسی هستند.

devisal noun دستور زبان

An act of devising. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابداع

    Plants have devised a way to exploit it.

    گياهان براي استفاده ازش روشي رو ابداع کردن.

  • تدبیر

    if one expedient loses its virtue, another must be devised.

    بعدها هم اگر چنین تدبیری کارآمد نبود تدبیر دیگری خواهم اندیشید.

  • تعبیه

    I correctly anticipated the responses of people I know well to scenarios I devised.

    . که واکنش افرادی که میشناسم با دستوراتی که تعبیه میکنم در یک سطح باشن!

  • ترجمه های کمتر

    • ساختن
    • ارث گذاری (ملک از راه ارث نامه ی رسمی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " devisal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "devisal" با ترجمه به فارسی

  • بارث گذاردنی · تدبیرکردنی
  • (حقوق) از طریق وصیت نامه به ارث گذاشتن · (حقوق)ارث گذاری (مال غیر منقول و توسط ارث نامه) · (قدیمی) تبانی کردن · (مهجور) حدس زدن · ابداع کردن · اختراع کردن · تاسیس کردن · تدبیر · تصور کردن · تعبیه کردن · تنظیم کردن · توطئه کردن · درست کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · ملک ارثی · چاپ زدن
اضافه کردن

ترجمه های "devisal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه