ترجمه "devise" به فارسی
ساختن, اختراع کردن, تدبیر بهترین ترجمه های "devise" به فارسی هستند.
devise
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To use one's intellect to plan or design (something). [..]
-
ساختن
verb -
اختراع کردن
verbHe actually devised some of the same technologies
در واقع او کسی است که همان فناوری را اختراع کرد
-
تدبیر
if one expedient loses its virtue, another must be devised.
بعدها هم اگر چنین تدبیری کارآمد نبود تدبیر دیگری خواهم اندیشید.
-
ترجمه های کمتر
- (حقوق) از طریق وصیت نامه به ارث گذاشتن
- (حقوق)ارث گذاری (مال غیر منقول و توسط ارث نامه)
- (قدیمی) تبانی کردن
- (مهجور) حدس زدن
- ابداع کردن
- تاسیس کردن
- تصور کردن
- تعبیه کردن
- تنظیم کردن
- توطئه کردن
- درست کردن
- طرح ریزی کردن
- ملک ارثی
- چاپ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " devise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن