ترجمه "dexter" به فارسی
(مهجور) خوش یمن, (نشان های نجابت خانوادگی) در سمت راست سپر (در مقابل چپ سوی یا در سمت چپ سپر: sinister), در طرف راست بهترین ترجمه های "dexter" به فارسی هستند.
dexter
adjective
noun
دستور زبان
right (as opposed to left) [..]
-
(مهجور) خوش یمن
-
(نشان های نجابت خانوادگی) در سمت راست سپر (در مقابل چپ سوی یا در سمت چپ سپر: sinister)
-
در طرف راست
adjective
-
ترجمه های کمتر
- راست دست
- راست سوی
- نیک فرجام
- وابسته به دست راست یا سمت راست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dexter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dexter
noun
proper
دستور زبان
An occupational surname for a female dyer. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dexter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dexter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dexter" با ترجمه به فارسی
-
تردست · زبردست · زبردستانه · ماهر · ماهرانه · پرفن · چالاک · چست · چیره دست · چیره دستانه · کاردان
-
تردستی · زبردستی · مهارت · چالاکی · چیره دستی · چیرهدستی
-
تردست · زبردست · زبردستانه · ماهر · ماهرانه · پرفن · چالاک · چست · چیره دست · چیره دستانه · کاردان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن