ترجمه "diagnostic" به فارسی

تشخیصی, ویژگی, بازشناختی بهترین ترجمه های "diagnostic" به فارسی هستند.

diagnostic adjective noun دستور زبان

characteristic of a particular disease [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشخیصی

    adjective

    Was it maybe a new drug, or a better diagnostic?

    شاید یک داروی جدید، یا روش تشخیصی بهتر؟

  • ویژگی

    noun
  • بازشناختی

  • ترجمه های کمتر

    • روشناختی
    • نیمادی
    • واشناختی
    • مشخصه
    • خصوصیت
    • (معمولا جمع) علم تشخیص بیماری
    • بیماری شناسی
    • عیب شناسی – عیب یابی
    • نشانه بیماری
    • وابسته به تشخیص بیماری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diagnostic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Diagnostic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشخیصی

    Was it maybe a new drug, or a better diagnostic?

    شاید یک داروی جدید، یا روش تشخیصی بهتر؟

عباراتی شبیه به "diagnostic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "diagnostic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه