ترجمه "dial" به فارسی

عقربه, نشانگر, پیچه بهترین ترجمه های "dial" به فارسی هستند.

dial verb noun دستور زبان

A graduated, circular scale over which a needle moves to show a measurement (such as speed). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عقربه

    only one of the dials is working. it glows, like the eye

    فقط يكي از عقربه هايش كار ميكنه

  • نشانگر

    so I can slide this jog dial here

    برای این کار برآمدگی رو روی نشانگر حرکت میدم.

  • پیچه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گردونه
    • دسته
    • (با صفحه ی مدرج و غیره نشاندادن یا ایستگاه یا شماره ی دلخواه را گرفتن) گرفتن
    • (برخی تلویزیون ها) صفحه ی کانال گیر
    • (تلفن) شماره گیر
    • (هر صفحه ی مدرج مانند صفحه ی ساعت و یا صفحه ی رادیو که طول امواج روی آن ثبت شده است و غیره) صفحه ی ساعت
    • (هرچیزی که با چرخاندن آن رادیو و تلویزیون و غیره میزان می شود) دکمه
    • ساعت آفتابی (sundial)
    • صفحه ی دکمه ها
    • صفحه ی رادیو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dial"

عباراتی شبیه به "dial" با ترجمه به فارسی

  • دسترسی با شمارهگیری
  • برنامه شماره گيري
  • (تلفن) بوق آزاد (صدایی که نشان می دهد خط آزاد است) (در مقابل busy signal یا بوق اشغال) · بوق آزاد
  • اتصال تلفنی
  • علم ترتیب یاساختن ساعت افتابی
  • تماس توسط نام
  • ارتباط شبکه ای تلفنی
  • علم ترتیب یاساختن ساعت افتابی
اضافه کردن

ترجمه های "dial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه