ترجمه "different" به فارسی

مختلف, متفاوت, دیگری بهترین ترجمه های "different" به فارسی هستند.

different adjective noun دستور زبان

Not the same. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مختلف

    adjective

    The more scientific the subject, the less the possibility of different interpretations.

    هر چه موضوع علمی تر باشد، امکان تعابیر مختلف از آن کمتر می شود.

  • متفاوت

    In the south of China, the situation is different.

    در جنوب چین ،وضعیت متفاوت است

  • دیگری

    It would be a different type of life.

    نوع دیگری از زندگی می تواند آنجا باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • دیگر
    • گوناگون
    • متمایز
    • جدا
    • خاص
    • چندین
    • غیرعادی
    • ناهمسان
    • mkhtlf
    • دگرسان
    • متباین
    • نابهنجار
    • وابر
    • ناسان
    • نابرابر
    • ناساز
    • ناهنجار
    • مشخص
    • (با: from و [عامیانه ] than و [انگلیس ] to) متفاوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " different " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "different"

عباراتی شبیه به "different" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "different" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه