ترجمه "differential" به فارسی
دیفرانسیل, افتراقی, تفاضلی بهترین ترجمه های "differential" به فارسی هستند.
differential
adjective
noun
دستور زبان
of, or relating to a difference [..]
-
دیفرانسیل
nountype of simple planetary gear train
Stuck my finger in the differential and they wasn't no sawdust.
من انگشتمو تو دیفرانسیل فرو کردم هیچ خاک اره توش نبود
-
افتراقی
-
تفاضلی
-
ترجمه های کمتر
- وابردی
- تفاوت
- دیفرانسیلی
- فاضله
- متفاوت
- ناهمسان
- mkhtlf
- جدایشی
- دگرسانی
- ناسانی
- ناهمسانی
- ناسان
- فرور
- (ریاضی) دیفرانسیل
- (ریاضی) وابرد
- (مکانیک) دنده ی دیفرانسیل
- تشخیص دهنده
- دنده ی ناسانگر
- متمایز کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " differential " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "differential" با ترجمه به فارسی
-
عملگر دیفرانسیلی
-
معادلات دیفرانسیل معمولی
-
(ریاضی) معادله ی دیفرانسیل · معادله دیفرانسیل · معادله ی فاضله · همچندی وابردی
-
ویژگی متفاوت
-
معادله دیفرانسیل با مشتقات پارهای
-
طرح پاره کاری نسبی
-
اختلالات تمایز جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن