ترجمه "dimensional" به فارسی
بعدی, سویگانی, (در ترکیب) - بعدی بهترین ترجمه های "dimensional" به فارسی هستند.
dimensional
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to dimensions. [..]
-
بعدی
adjectiveSomehow each piece fit together with the others like a big three dimensional puzzle.
به گونهای هر قطعه با بقیه، مثل یک پازل بزرگ سه بعدی در کنار هم قرار گرفته بودند.
-
سویگانی
-
(در ترکیب) - بعدی
-
ترجمه های کمتر
- (وابسته به بعد یا دیمانسیون) فرامونی
- - فرامونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dimensional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dimensional" با ترجمه به فارسی
-
فضای دوبعدی
-
(به ویژه در فیزیک و قانون نسبیت) چهار بعدی · چهار دورایی
-
(مخفف : three-dimensional) سه بعدی
-
دو بعدی · دو وجهی · سطحی · مسطح
-
فضای هشتبعدی
-
سه بعدی
-
دارای ضخامت یا ژرفا (علاوه بر طول و عرض) · راست نما · سه بعدی · سهبعدی · مکعبی · واقعی نما
-
کاهش غیرخطی ابعاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن