ترجمه "dimmer" به فارسی
دیمر, نورکاه, کاهنده بهترین ترجمه های "dimmer" به فارسی هستند.
dimmer
adjective
noun
دستور زبان
A rheostat that is used to vary the intensity of a domestic electric light [..]
-
دیمر
Rheostat [..]
-
نورکاه
-
کاهنده
-
ترجمه های کمتر
- تیره کننده
- دیمر (اسبابی که با آن نور لامپ را کم و زیاد می کنند)
- نورکم کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dimmer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن