ترجمه "dinge" به فارسی
ضربت, گودکردن, فرورفتگی سطح بهترین ترجمه های "dinge" به فارسی هستند.
dinge
verb
noun
دستور زبان
Dinginess. [..]
-
ضربت
noun -
گودکردن
-
فرورفتگی سطح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dinge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dinge" با ترجمه به فارسی
-
(با تکرار تحت تاثیر قرار دادن) در گوش کسی فرو کردن · (خودمانی) رجوع شود به ding-a-ling · (صدای ناقوسی که پی درپی زده شود) دینگ دانگ · (عامیانه) پرماجرا · بگو مگو · جروبحث شدید · دنگ دنگ · دینگ دانگ صدا کردن (مثلا ناقوس کلیسا) · پرزدوخورد · یک و دو
-
(خودمانی) زدن · (خودمانی) مخفف : ding-a-ling · (صدای ناقوس) دینگ · (مصرا و به طور خسته کننده) تکرار کردن · به صدا درآوردن (زنگ) · تماس · در گوش کسی خواندن · دندانه · دنگ دنگ صدا کردن · دینگ کردن · زدن
-
(امریکا - خودمانی) · بزن و بکوب · بسیار هیجان انگیز · شور وشر · نشاط انگیز · هیجان شدید
-
(خودمانی) آدم خل یا غیر عادی · آدم احمق
-
(خودمانی) آدم خل یا غیر عادی · آدم احمق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن