ترجمه "dinginess" به فارسی
تیرگی, چرکی, ضربت بهترین ترجمه های "dinginess" به فارسی هستند.
dinginess
noun
دستور زبان
The state or quality of being dingy. [..]
-
تیرگی
noun -
چرکی
-
ضربت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dinginess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dinginess" با ترجمه به فارسی
-
تسلی ناپذیر · دلتنگ کننده · دلگیر · رنگ و رو رفته · محقر و کثیف · مسکینانه · ملالت انگیز · نامرغوب · پریشان کننده · چرک · کثیف نما · کرم خورده · گرفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن