ترجمه "diploma" به فارسی
دیپلم, دانشنامه, گواهینامه بهترین ترجمه های "diploma" به فارسی هستند.
diploma
noun
دستور زبان
A document issued by an educational institution testifying that the recipient has earned a degree or has successfully completed a particular course of study. [..]
-
دیپلم
nouncertificate
I'd rather have a diploma high school was.
من ترجیح می دیپلم دارند مدرسه بالا بود.
-
دانشنامه
nounرساله مدرک تحصیلی
-
گواهینامه
nounA Princeton diploma and three years in the Air Force put to good use.
یه گواهینامه از " پرینستون " و و سه سال کار تو نیروی هوایی سابقه خوبیه
-
ترجمه های کمتر
- امتیازنامه
- بنچاک
- منشور
- دانش نامه
- مدرک تاریخی
- مدرک تحصیلی
- مدرک رسمی
- پوست گوسفند
- گواهی نامه
- گواهی نامه ی آموزشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diploma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "diploma"
عباراتی شبیه به "diploma" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) کارخانه ی دیپلم سازی (مدرسه یا دانشگاهی که سطح آموزشی آن پست است)
-
دیپلم دبیرستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن