ترجمه "diplomacy" به فارسی
دیپلماسی, سیاست, تدبیر بهترین ترجمه های "diplomacy" به فارسی هستند.
The art and practice of conducting international relations by negotiating alliances, treaties, agreements etc., bilaterally or multilaterally, between states and sometimes international organisms, or even between policies with varying status, such as those of monarchs and their princely vassals [..]
-
دیپلماسی
nounart of conducting international relations [..]
In the art of war, diplomacy, and chivalry.
در زمینه هنر های جنگی ، دیپلماسی ، جوانمردی
-
سیاست
nounAnother rather large investigation is around world diplomacy.
یک تحقیق بزرگ دیگر درمورد سیاست در گوشه کنار دنیاست.
-
تدبیر
For the very precariouscondition in which he found himself was sufficiently terrifying toevoke more diplomacy than ever before had characterized him.
در واقع همان وضع خطرناک و وحشتآورش این تدبیر و کیاست بی سابقه را ایجاب میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- کاردانی
- سیاستمداری
- زمامداری
- سیاست مداری
- سیاست پردازی
- مردم داری
- نکته بینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diplomacy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diplomacy" با ترجمه به فارسی
-
(به کار بردن قدرت اقتصادی یک کشور در کشور دیگر به منظور بسط نفوذ اقتصادی و سیاسی) دیپلوماسی دلار · سیاست نفوذاقتصادی
-
(مسافرت پیاپی دیپلمات میانجی میان دو کشور متخاصم) دیپلماسی شدآمدی
-
سیاست زور و قلدری