ترجمه "diplomatist" به فارسی
دیپلمات, سیاستمدار, سانس بهترین ترجمه های "diplomatist" به فارسی هستند.
diplomatist
noun
دستور زبان
a diplomat [..]
-
دیپلمات
nounThe diplomatist preserved a mournful silence as he left the drawing room.
دیپلمات هنگام خروج از اتاق پذیرایی خاموش و افسرده بود.
-
سیاستمدار
nounAn individual presents himself, well dressed, even wearing an order, and whom one would take for a diplomatist.
یک وقت میبینید سروکله یاروی خوش دک و پزی که مثلانشان هم به سینه نصب کرده است پیدا شد و شما خیال میکنید سیاستمدار است.
-
سانس
-
ترجمه های کمتر
- ادم زرنگ
- متخصص اداب سفارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diplomatist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن