ترجمه "directed" به فارسی
(ریاضی - فیزیک) سودار, جهت دار, راستادار بهترین ترجمه های "directed" به فارسی هستند.
directed
adjective
verb
دستور زبان
In a manner emphasizing one's point of view. [..]
-
(ریاضی - فیزیک) سودار
-
جهت دار
the claim that history has a direction is not that controversial.
این ادعا که تاریخ جهت داره، آنقدرها هم بحث برانگیز نیست.
-
راستادار
-
ترجمه های کمتر
- موجه
- هدایت شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " directed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "directed" با ترجمه به فارسی
-
بازی رایانهای اکت آف وار
-
(مبارزات سیاسی) اقدام مثبت · اقدام عملی · درگیری مستقیم)
-
بودجه کار مستقیم
-
بذرافشانی مستقیم · بذركاري مستقيم · نشاكاري
-
هزینه کار مستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن