ترجمه "dis" به فارسی
دوری, فاصله, (اسطوره ی یونان) بهترین ترجمه های "dis" به فارسی هستند.
(informal) common misspelling of diss; to show disrespect [..]
-
دوری
noun adjectiveThey say she died of sadness Because of Jack.
اونا می گن به خاطر غم دوری جک مرده
-
فاصله
In this case one dies within the month.
در این صورت شخص به فاصله یک ماه در خواهد گذشت.
-
(اسطوره ی یونان)
-
ترجمه های کمتر
- تخفیف (قیمت)
- جهان مردگان (به آن : Hades هم می گفتند)
- دیس (خدای جهان مردگان که او را: Pluto هم می نامیدند)
- عالم اسفل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plural form of dI. [..]
"dIs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای dIs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Alternative name for Hades. [..]
"Dis" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dis در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Plural form of DI. [..]
"DIs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DIs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Distributed Interactive Simulation. [..]
"DIS" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DIS در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dis" با ترجمه به فارسی
-
(لاتین - حقوق) روز تعطیل دادگاه
-
اخراج کردن [disbar - disfrok] · بی - [dishonest] (پیش از واژه های لاتین که با h یا d یا g یا l یا m یا n یا r یا v آغازمی شوند تبدیل می شود به : -di) · جدا · دور · زدا · سوا · فرو · محروم کردن · مخالف کردن · معکوس کردن · نا - [disappear] · نه - · وا · وارون [disable] · پرا [disperse]
-
رجوع شود به la-di-da
-
مخفف : قطر
-
(لاتین) روز جزا (نام یک سرود مذهبی قرون وسطایی)
-
(عامیانه) · (ندا حاکی از تمسخر یا تقلید از آدم تهی و متظاهر) آره جونی ! (la-de-da هم می نویسند) · (کسی که با لفظ قلم یا خیلی مصنوعی و با ژست حرف می زند) مغلق گو · طرز حرف زدن پر ژست و افاده · نازو غمزه در حرف زدن · پزو · پزی
-
میگ-دیایاس
-
دي-آلات