تلفظ:    

ترجمه به فارسی:

  • (از انجام کاری) بازداشتن 
  • (بی جرات یا اشتیاق شدن) کم دل شدن 
  • (روحیه را) تضعیف کردن 
  • برحذر داشتن 
  • تشویق نکردن 
  • توی ذوق کسی زدن 
  • جلوگیری کردن 
  • خود را باختن 
  • دلسرد كردن 
  • دلسرد کردن 
  • سرخورده کردن 
  • مایوس کردن 
  • منصرف کردن 
  • منع کردن 
  • ناامید شدن یا کردن 
  • نومید کردن یا شدن 
  • پشیمان کردن 
  • کم دل کردن 

معانی دیگر :

 
Deprive of courage or hope.
 
To take away or reduce the courage of
 
To persuade somebody not to do something
 
(transitive) To take away or reduce the courage of.
 
(transitive) To persuade somebody not to do something.

عبارات مشابه در فرهنگ لغت انگلیسی فارسی. (3)

discouraged
دلسرد; چشم ترسیده; دلسردشده
discouragement
دلسردی; سبب نومیدی; بازداری; منع; یاس; عامل دلسرد کننده; نومیدی; ناامیدی; سرخوردگی; منصرف سازی; جلوگیری; کمدلی
discouraging
دلسرد کننده; منصرف ساز; مناع; نومید کننده; افسردگر; یاس آور; افسرده کننده; بازدارنده; جلوگیر

    نمایش صرف کلمات

جملات مثال "discourage"، حافظه ترجمه

add example
en but shes always on nolas case, continually discouraging her via
fa اما مادر هميشه موضوع نولا را پيش ميکشه و دائما اون را مايوس ميکنه با اين
en discourage
fa بي جرات ساختن
en like we experienced in buyeo, no hardships can discourage our mission
fa با توجه به تجربياتي كه در بويه يو بدست آورديم هيچ سختي اي نمي تونه ما رو از ماموريتمون دلسرد كنه
en they're trying to discourage our army and people through local wars
fa آنها سعي مي کنند که ارتش ما را دلسرد کنند و مردم را به جنگ با يکديگر تشويق مي کنند
en don't be too discouraged
fa خيلي نااميد نشو
en should something happen to his majesty, the soldiers will be greatly discouraged
fa اگه اتفاقي براي اعليحضرت بيوفته،سربازها شديدا دلسرد و بي روحيه ميشن
en dont be discouraged
fa خودت را لوس نکن
en the hyeon to army is discouraged from several losses from jol bon
fa هايون تو از کشته هاي بسيار از جول بون مي ترسند
en the progress, by the well of the progress it needs to be discouraged
fa اما ميزان پيشرفت اين مدرسه ، دلسرد کننده هست
en don't be discouraged. we've overcome a hurdle by developing an armor that cannot be pierced
fa دلسرد نباشيد ، ما توانستيم آنها را شکست بدهيم و محافظ آنها را سوراخ کنيم
en the da mul army is very discouraged
fa ارتش دامول خيلي دلسرد است
en the soldiers will be discouraged to hear this even before the start of war
fa سربازان از شنيدن اين خبر دلسرد خواهند شد حتي اگر جنگ شروع نشده باشد
en harry, there are some within the minister who would strongly discourage me for divulging what i am about to reveal to you
fa هری ، یه چیزهایی هست که اون وزیر قویا از من خواسته تا یه مقدار خزئولات را بهت تحویل بدم
en the enemy is discouraged from losing go hyun
fa دشمن با از دست دادن گوهيون حسابي جا زده
en the buyeo army will be discouraged
fa اگر اونو براي كشتن داسو بفرستيد
en the buyeo soldiers will be extremely discouraged
fa سربازاي بويئو بشدت بي روحيه و دلسرد ميشن
en if you get discouraged by a little hardship?
fa اگر با سختي كوچيكي دلسرد بشي
en harry, some within the ministry would strongly discourage me
fa هري ، يک مسائلي تو وزارتخونه پيش اومده که منو شديدا دلسرد کرده
en you were not defeated, so please do not be discouraged
fa تو شكست نخوردي پس لطفا دلسرد نشو
en you know, even though you had a discouraging day, remember
fa بدون ، اگرچه روز دلسرد کننده اي داشتي ، يادت باشه که
en captain jang and his men must be discouraged
fa حتما فرمانده يانگ و افرادش سستي کردن
en all right, go ahead and be discouraged, you blind bastard
fa باشه هر کاري دوست داري بکن توله سگ کور عوضي
en but i was discouraged!
fa اما من رو دلسرد كردند
en yes, even the bold da mul army is discouraged because of the rumor
fa بله ، حتي ارتش دامول به خاطر اين شايعه دلسرد شده است
en this year isn't the only year so don't be discouraged
fa امسال تنها سال برگزاری امتحان نیست برای همین دلسرد نشو
نمایش صفحه 1. یافت 26 احکام مطابق با عبارت discourage.موجود در 1.025 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.