ترجمه "discouraged" به فارسی
دلسرد, دلسردشده, چشم ترسیده بهترین ترجمه های "discouraged" به فارسی هستند.
discouraged
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of discourage. [..]
-
دلسرد
adjectiveExpect that, and don't be discouraged by it.
آنها را بپذیر و نگذار که تو را دلسرد کنند.
-
دلسردشده
-
چشم ترسیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discouraged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "discouraged"
عباراتی شبیه به "discouraged" با ترجمه به فارسی
-
بازداری · جلوگیری · دلسردی · دلمردگی · سبب نومیدی · سرخوردگی · عامل دلسرد کننده · منصرف سازی · منع · ناامیدی · نومیدی · کمدلی · یاس
-
(از انجام کاری) بازداشتن · (بی جرات یا اشتیاق شدن) کم دل شدن · (روحیه را) تضعیف کردن · بازداشتن · برحذر داشتن · تحذیر کردن · تشویق نکردن · توی ذوق کسی زدن · جلوگیری کردن · خود را باختن · دلسرد كردن · دلسرد کردن · سرخورده کردن · سست کردن · مایوس کردن · منصرف کردن · منع کردن · ناامید شدن یا کردن · نومید کردن یا شدن · پشیمان کردن · کم دل کردن
-
افسرده کننده · افسردگر · بازدارنده · جلوگیر · دلسرد کننده · مناع · منصرف ساز · نومید کننده · یاس آور
-
بازداری · جلوگیری · دلسردی · دلمردگی · سبب نومیدی · سرخوردگی · عامل دلسرد کننده · منصرف سازی · منع · ناامیدی · نومیدی · کمدلی · یاس
-
افسرده کننده · افسردگر · بازدارنده · جلوگیر · دلسرد کننده · مناع · منصرف ساز · نومید کننده · یاس آور
-
افسرده کننده · افسردگر · بازدارنده · جلوگیر · دلسرد کننده · مناع · منصرف ساز · نومید کننده · یاس آور
-
افسرده کننده · افسردگر · بازدارنده · جلوگیر · دلسرد کننده · مناع · منصرف ساز · نومید کننده · یاس آور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن