ترجمه "disgraceful" به فارسی
ننگین, رسوا, رسواکننده بهترین ترجمه های "disgraceful" به فارسی هستند.
disgraceful
adjective
دستور زبان
bringing or warranting disgrace; shameful. [..]
-
ننگین
He alone of all the Russians has disgraced the Russian name, he has caused Moscow to perish,
او تنها فرد روسی است که نام روسها را ننگین و مفتضح ساخته و موجب انهدام مسکو شده.
-
رسوا
adjectiveThe old tactics had been not only struckas by lightning, but disgraced.
تاکتیک قدیم نه فقط معدوم شده بود بلکه رسوا نیز شده بود.
-
رسواکننده
-
ترجمه های کمتر
- رسواگر
- روسیاه
- گست
- بی آبرو
- شرم آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disgraceful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disgraceful" با ترجمه به فارسی
-
آبروریزی · از چشم افتادگی · از چشم انداختن · افتضاح · بدنام کردن · بدنامی · بی مهری · بی مهری کردن · بیحرمتی · خفت · خواری · دون ساختن · رسوا کردن · رسوایی · روسیاه کردن · روسیاهی · فروارج کردن · فضاحت · مایه ی بدنامی · مایه ی ننگ · مغضوب کردن · مغضوبیت · مفتضح کردن · مقصر دانستن · مورد بی مهری قرار دادن · مورد قهر شدن · مورد کم لطفی قرار گرفتن · ننگ · ننگین کردن · چیز رسواکننده · کار زشت
-
خفت · رسوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن