ترجمه "disgracefulness" به فارسی
رسوایی, خفت بهترین ترجمه های "disgracefulness" به فارسی هستند.
disgracefulness
noun
دستور زبان
The state or quality of being disgraceful. [..]
-
رسوایی
I didn't disgrace myself at the height of my career, and hide away on the Riviera.
در اوج کارم هیچ رسوایی به بار نیاوردم که به ریوی را فرار کنم.
-
خفت
I shall have you drummed out of this establishment in utter disgrace!
با خفت و خواری از این مدرسه میاندازمت بیرون!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disgracefulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disgracefulness" با ترجمه به فارسی
-
بی آبرو · رسوا · رسواکننده · رسواگر · روسیاه · شرم آور · ننگین · گست
-
آبروریزی · از چشم افتادگی · از چشم انداختن · افتضاح · بدنام کردن · بدنامی · بی مهری · بی مهری کردن · بیحرمتی · خفت · خواری · دون ساختن · رسوا کردن · رسوایی · روسیاه کردن · روسیاهی · فروارج کردن · فضاحت · مایه ی بدنامی · مایه ی ننگ · مغضوب کردن · مغضوبیت · مفتضح کردن · مقصر دانستن · مورد بی مهری قرار دادن · مورد قهر شدن · مورد کم لطفی قرار گرفتن · ننگ · ننگین کردن · چیز رسواکننده · کار زشت
-
بی آبرو · رسوا · رسواکننده · رسواگر · روسیاه · شرم آور · ننگین · گست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن