ترجمه "disgruntle" به فارسی

(ناراضی و ترشرو کردن) دمغ کردن, برزخ کردن, به شال قبای کسی برخوردن بهترین ترجمه های "disgruntle" به فارسی هستند.

disgruntle verb دستور زبان

(transitive) To make discontent or cross; to cause being in a bad temper. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ناراضی و ترشرو کردن) دمغ کردن

  • برزخ کردن

  • به شال قبای کسی برخوردن

  • ترجمه های کمتر

    • دلخور کردن
    • غمگین کردن
    • پکر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disgruntle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disgruntle" با ترجمه به فارسی

  • غرغرو · ناخوشنود · ناراضی
اضافه کردن

ترجمه های "disgruntle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه