ترجمه "disking" به فارسی
خاکورزی, خراش زمين بهترین ترجمه های "disking" به فارسی هستند.
disking
verb
present participle of [i]disk[/i]
-
خاکورزی
-
خراش زمين
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disking" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) رجوع شود به discus · (کالبدشناسی) دیسک · (کامپیوتر) دیسک (وسیله مغناطیسی برای ذخیره اطلاعات و برنامه ها) · (گیاه شناسی) disk flower · دیس · دیسک · دیسک – دیسکت – نرم دیسک · رجوع شود به disc · صفحه · صفحه گرامافون · قرص · قرص (ریاضی) · لوح فشرده · میانگل · گرده · گردک
-
پارتیشنبندی
-
(کامپیوتر) دیسک نرم · دیسک فلاپی · دیسک لرزان · دیسکت · فلاپی · فلاپی دیسک · فلاپیدیسک · مسخره وار · نرم · گرده کوچک
-
رجوع شود به blind spot · نقطه کور
-
بیماریهای دیسک بینمهرهای · فروافتادگي ديسك بينمهرهاي
-
دیسک فشرده (صفحه ی موسیقی و غیره که با لیرز کار می کند و از صفحه ی معمولی بسیار کوچکتر و گنجاتر است)
-
بشقابچه ی سکی
-
)رتویپماک رد یتمسق( تخس کسید · دیسک سخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن