ترجمه "disobedience" به فارسی

نافرمانی, سرپیچی, عدم اطاعت بهترین ترجمه های "disobedience" به فارسی هستند.

disobedience noun دستور زبان

Refusal to obey. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نافرمانی

    noun

    But they could hardly be used as grounds to justify disobedience to God’s commandments!

    امّا آنها به سختی می توانند به عنوان زمینه ای برای توجیه نافرمانی از فرامین خدا استفاده شوند!

  • سرپیچی

    noun

    The point I wish you not to mention is the fact of disobedience to my orders.

    فقط خواهش دربارهی سرپیچی از دستوراتم در مورد را فلز چیزی نگویید.

  • عدم اطاعت

    noun

    He rejected Saul for his disobedience.

    او شاؤل را به دلیل عدم اطاعت رد کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • تمرد
    • سرتابی
    • گردن کشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disobedience " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disobedience" با ترجمه به فارسی

  • مبارزه مدنی خشونت پرهیز
  • ازروی نافرمانی · سرپیچانه · متمردانه
  • حرف گوش نکن · سرتاب · سرکش · متمرد · نافرمان · گردنکش
  • (رو در رویی با دولت یا قوانین دولتی بدون توسل به خشونت) نافرمانی شهروندان · مقاومت منفی و مسالمت آمیز · نافرمانی مدنی
  • نافرمانی کردن
  • کارمند متمرد
  • حرف گوش نکن · سرتاب · سرکش · متمرد · نافرمان · گردنکش
اضافه کردن

ترجمه های "disobedience" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه