ترجمه "disorient" به فارسی
(از نظر زمان یا مکان یا هویت) حیران شدن, (در اصل) از جهت شرقی منحرف کردن, بهم خوردن بهترین ترجمه های "disorient" به فارسی هستند.
disorient
verb
دستور زبان
To cause to lose orientation or direction. [..]
-
(از نظر زمان یا مکان یا هویت) حیران شدن
-
(در اصل) از جهت شرقی منحرف کردن
-
بهم خوردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- درمانده کردن (disorientate هم می گویند)
- سردرگم کردن
- سرگشته کردن
- موجب گمراهی شدن
- پژول کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disorient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن