ترجمه "disparage" به فارسی

بدگویی کردن (از), بی آبرو کردن, بی اعتبار کردن بهترین ترجمه های "disparage" به فارسی هستند.

disparage verb noun دستور زبان

Inequality in marriage; marriage with an inferior. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدگویی کردن (از)

  • بی آبرو کردن

  • بی اعتبار کردن

    By the subtle disparaging of Ross.

    با بی اعتبار کردن زیرکانه ی راس

  • ترجمه های کمتر

    • بی اعتبارکردن
    • تحقیر کردن
    • توهین کردن
    • دون کردن
    • پست انگاشتن
    • کم ارج کردن
    • کوچک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disparage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disparage" با ترجمه به فارسی

  • توهین آمیز
  • آبروریزی · بدگویی · بی اجرسازی · توهین · دون سازی · عمل موهن · مایه ی آبروریزی · پست انگاری · کم ارج سازی
اضافه کردن

ترجمه های "disparage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه